پست سیصد و بيست و هفتم(شب یلدا)
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:08
اومدیم از شب یلدا بنویسیم دیدیم هر چی میخواستیم بنویسیم همه جلوتر از ما نوشتن! بعدش تصمیم گرفتیم از آداب شب یلدا بنویسیم یاد جمله قلم درشت ادب آداب دارد افتادیم و یادمون اومد ما ادب نداریم پس نوشتن در مورد آداب رو هم بیخیال شدیم! اومدیم خاطره تعریف کنیم دیدیم جز شوت کردن فتق پدربزرگمون در مراسم هر س...
پست سیصد و بيست و هشتم(یک ماه تمام)
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:08
یک ماه تمام گذشت و ما چیزی برای نوشتن نداریم! فکر کنیم شدیدا استعداد نداشتمون در نوشتن رو چشم زدن! واسمون اسپند دود کنید لطفا! + نوشته شده توسط بچه هاي باشگاه بدنسازي در ۱۳۹۵/۱۰/۳۰ و ساعت 23 |
پست سیصد و بيست و نهم ( و مثل ولنتاین)
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:08
مدتی بود که دختر همسایه روی بالکن منزلشان که دقیقا روبروی پنجره اتاقمان است رویت نمیشد!طبق روال هر شب سرمان را از پنجره اتاق برای هوا خوری بیرون بردیم که چشممان به جمال دختر همسایه که با چشمانی اشکبار در هوای سرد زمستانی هق هق میکرد افتاد!ما: سلام دختر همسایه چی شده؟او: ( همانطور که اشک میریخت) سلام...
پست سیصد و سی ام ( خروس آمد)
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:08
معنی سمبل سالها از دید ما: سال موش (نماد تام و جری و موذی بازی) سال گاو ( نماد گاو بودن) سال ببر (نماد اوضاع احوال خط خطی) سال گربه (نماد بی چشم و رو بودن) سال اژدها (نماد چیپس تند) سال مار (نماد نیش و زخم زبان) سال اسب (نماد درازی دستگاه تناسلی) سال گوسفند (نماد خنگ بودن) سال میمون (نماد دلقک بازی)...
پست سیصد و سی و یکم( انتخابات)
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:08
به چیمون به نازیم؟ به کجا داریم میریم؟ بعضی چیزها اصلا خنده نداره! مردمی هستیم که همه چیز رو به مسخره میگیریم! نگاهی کنید به صف ثبت نام ریاست جمهوری! مردمی احمق که فقط برای اینکه تلویزیون نشونون بده خودشون رو مسخره عام و خاص میکنند! اینا مردم ما هستند بیشتر مردم ما رو همین قشر تشکیل میدن! این از دلق...
پست سیصد و سی و دوم (زادروز)
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:08
سلامما نويسنده نيستيم اصلا هم قصد نوشتن نداشتيم خودمون هم تعجب ميكنيم كه چي شد كه تونستيم بنويسيم البته بد هم نمي نويسيم خودمون از جمله طرفداراي نوشته هامون هستيم!اينجا در مورد هرچي كه دلمون ميخواد مينويسيم و صحبت ميكنيم اكثرا هم به طنز ولي پشت همه نوشته هاي ما يه چيزي هست يعني الكي نمي نويسيم------...
پست سیصد و بيست و پنجم(کمک)
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 11:31
این هم یه پست برای خالی نبودن عریضه مهر ماه مهر ماه هم گذشت و باز هم ما چیزی برای نوشتن نداشتیم شما راهکاری ندارین؟
پست سیصد و پانزدهم (دستمال کاغذی)
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 18:25
یادش بخیر سالها پیش دستمال کاغذی اینقدر عمومیت نداشت یادمون میاد دوران ابتدایی زمستون که میشد مدرسه محل پخش ویروس بود اب از دماغ تمام بچه های کلاس اویزون بود! اب دماغ در رنگهای مختلف از سبز فیروز ه ای گرفته تا سفیدِ شیر موزی موجود بود! اون زمان دستمال کاغذی فراگیر نبود هر کدوم از بچه های کلاس یه روس...
پست سیصد و شانزدهم (عجله نکنید)
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 18:25
کوچه ما یکی از بهترین کوچه های شهر بود! کوچه ای مناسب برای تمام اقشار جامعه! صبحها محلی بود برای تمرین کاراموزان موسسه های تعلیم رانندگی! ظهر ها تبدیل میشد به استادیومی برای گل کوچک بچه های محل! بعد ظهر ها خانومهای محل دم درشان مینشستند و سبزی پاک میکردند و با هم میتینگ میگذاشتند! غروبها انواع ساقیه...
پست سیصد و هفدهم (سال 94)
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 18:25
یه سال دیگه هم گذشت سال 94 با تمام خوبیها و بدی ها تا چند ساعت دیگه تموم میشه 365 روز دیگه رو هم گذروندیم امسال خیلی تو وبلاگ نویسی فعال نبودیم امیدواریم سال بعد بتونیم کلی براتون بنویسیم مرسی از اونایی که یکسال دیگه هم ما رو خوندن
پست سیصد و هجدهم (داستان اول مهمانان نوروزی)
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 18:25
مهمانان نوروزی (چهارشنبه سوری) چند سالی بود که در تعطیلات نوروز مهمانان نوروزی را میپیچاندیم البته فکر نکنید مهمانان نوروزی ما مثل مهمانان نوروزی شما به ساعتی نشستن قانع میشوند و بعد از خوردن میوه و شیرینی و اجیل به منزل خود رهسپار میشوند!نه خیر!مهمانان نوروزی ما از شهر دیگری می ایند ان هم به صورت د...
پست سیصد و نوزدهم (تولدم مبارک)
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 18:25
مای تولد هپی مپی با بهترین ویشها فور می